انتظار
در چشم ما
میماند چون ترس از … فردا
ساز شب باز یك آواز كهنه میخواند، آرزو دور از دست انسانها میماند
این سكوت اما …
بین ما
ندایی نهان
لرزاند دل را، یاد آرد ما را ترس از فردا
اما روزی، میخیزد فریاد از ما، میرسد آوازی نو روزی نو شوقی بیپایان
شوق آغار … میروید در دلهامان، میسازد راهی تا بودن … پیمودنها
سایه ها
در سرمای راه
میمانند بهجا … اما …
ماه نو ما را از دام شب میرهاند، هر زمان راهی سوی فردا میگشاید
ما میدانیم… میرویم…. مییابیم….
گام آخر
شروع راهی دیگر
سرودنها از آغاز … از راز … شور پرواز …
تا آن روزی … كه خیزد فریاد از ما
و رسد آوازی نو روزی نو شوقی بیپایان
با هم … می … ما…نیم
22 اکتبر 2010 در 4:58 ب.ظ.
من هم آخرین پستت رو دوست میدارم
22 اکتبر 2010 در 5:40 ب.ظ.
30 اکتبر 2010 در 6:28 ق.ظ.
I like your post for the 20000000th time!
30 اکتبر 2010 در 11:02 ق.ظ.
به به… بسی خشنود گشتیم!!:دی
زیبا بود همی…..
2 دسامبر 2010 در 12:38 ب.ظ.
ما با هم می مانیییییییییییییییم!
4 دسامبر 2010 در 12:40 ب.ظ.
یه سوالی این شعری از حلقه اس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
7 دسامبر 2010 در 5:06 ب.ظ.
بله !
9 دسامبر 2010 در 7:40 ب.ظ.
پس لطفا اگه شد آهنگشم بذارید که ما راهنماییام ریتمشو بفهمیم و تو راهنماییم بخونیمش!!!
9 دسامبر 2010 در 7:38 ب.ظ.
پس لطفا اگه شد آهنگشم بذارید که ما راهنماییام ریتمشو بفهمیم و فیض ببریم(;