انتظار

انتظار
در چشم ما
می‌ماند چون ترس از … فردا
ساز شب باز یك آواز كهنه می‌خواند، آرزو دور از دست انسانها می‌ماند
این سكوت اما …

بین ما
ندایی نهان
لرزاند دل را،  یاد آرد ما را ترس از فردا
اما روزی، می‌خیزد فریاد از ما، می‌رسد آوازی نو روزی نو شوقی بی‌پایان
شوق آغار … می‌روید در دلهامان، می‌سازد راهی تا بودن … پیمودنها

سایه ها
در سرمای راه
می‌مانند به‌جا … اما …
ماه نو ما را از دام شب می‌رهاند، هر زمان راهی سوی فردا میگشاید
ما می‌دانیم…     می‌رویم….           می‌یابیم….

گام آخر
شروع راهی دیگر
سرودن‌ها از آغاز … از راز … شور پرواز …
تا آن روزی … كه خیزد فریاد از ما
و رسد آوازی نو روزی نو شوقی بی‌پایان

با هم … می … ما…نیم


چهار …

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد / صبر و آرام تواند به من مسکین داد

وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت / هم تواند کرمش داد من غمگین داد

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم / که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

گنج زرگر نبود کنج قناعت باقیست / آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن / هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی / خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد

در کف غصه دوران دل حافظ خون شد / از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد


گروه موسیقی یارآوا

گروه موسیقی یارآوا یک گروه موسیقیه مدرنه که در حال حاضر آقای مهدی جلالی رهبریش رو بر عهده دارند.

طبق گفته ی سایت یارآوا :

گروه موسيقی يارآوا در سال 1380 توسط مهدی جلالی، ابراهيم الهياری و حامد زند کريمخانی با هدف معرفی گونه ای متفاوت از موسيقی سنتی و ترويج موسيقی بی کلام یا غیر کلام محور تاسيس شد. از سال 1382 با تشکيل ارکستر مدرن  يارآوا با پيشنهاد عليرضا مشايخی در زمينه ی موسيقی مدرن فعاليت هنری خود را با هدف معرفی آهنگسازان و نوازندگان معاصر در زمينه ی موسيقی مدرن و اشاعه ی موسيقی جدی و علمی ادامه داد.

این گروه در حال حاضر حدود ۳۰ نوازنده‌ی ایرانی و کلاسیک دارد و به زودی قطعات اجرا شده توسط گروه ضبط خواهند شد.


تاریخچه ی حلقه ی فرزانگان

“این یک آشکاری لحظه ای پیش از شروع درگیری پلیس هایی است که از یک نیروگاه هسته ای ، یک اردوگاه آموزش نظامی ، ستاد یک حذب سیاسی یا پنجره های یک سفارت خانه محافظت می کنند . جوانان از این وقت مرده استفاده کرده اند تا دایره ای تشکیل بدهند ، دو گام در جا بردارند ، یک گام رو به جلو ، نخست یک پا و بعد یک پای دیگر را بالا ببرند – همه با آهنگی ساده و محلی . فکر می کنم معنای کار آن ها را درک می کنند . آن ها حس می کنند دایره ای که بر زمین توصیف می کنند ، دایره ای جادویی است که آن ها را درون خود به هم می پیوندد . دل هاشان لبریز از احساس شدید معصومیت است : آن ها مانند سرباز ها یا کوماندو های فاشیست با آهنگ مارش متحد نشده اند ، چونان کودکان با رقص با هم متحد شده اند ؛ نمی توانند برای کوبیدن معصومیت خود توی صورت حریف منتظر بمانند . “
میلان کوندرا ، خنده و فراموشی .

رقص در دایره قدمت زیادی دارد ، دامنه ی آن بسیار گسترده است و تقریبا در همه ی ملت ها دیده شده است ، از بازی های کودکانه گرفته تا روش های تبلیغاتی احزاب سیاسی . ما نیز در حیاط مدرسه مان شاهد چنین حلقه هایی از دانش آموزانیم که دست در دست هم ، حلقه ای به دور حلقه ای ، می چرخند . آن چه در مدرسه ی ما رخ می دهد نه بازیست و نه با سیاست کاری دارد . حسیست از یکی شدن و پرواز … انگار روح ما از درون حلقه به پرواز در می آید و در آخر یکی می شود ، بدنی واحد و روحی واحد و نشاطی که این حلقه ایجاد می کند ، بیان شادی ناشی از بودن است به هیچ معرفتی نیاز ندارد !
اما پیش از پرداختن به حلقه باید دید که سرود ملی چه طور شکل گرفت و این دو چگونه کنار هم قرار گرفتند .
محبوبه شیر خورشیدی ، فارغ التحصیل سال 75 ، می گوید : تا جایی که یاد دارم ما بچه های 75 ای در مراسمی ویژه ی دهه ی فجر یک برنامه ی طنز داشتیم که مثل یک کانال تلویزیونی از داخل دکور یک تلویزیون اجرا می شد . در ابتدا و انتهای این برنامه ای گروه 5 -6 نفره سرودی طنز را با عنوان سرود ملی اجرا کردند که در پایان مراسم هم توسط همه ی بچه ها از روی سن اجرا شد . عنوان سرود ملی را هم دوره ی بعد از ما ، از ما گرفتند .
بدین ترتیب ، سرود ملی خواندن با اجرای سرود “ای آزادی” در سال 75 شروع شد که متن آن سروده ی خود بچه ها نبود و تنها توسط آن ها انتخاب شده بود . اما از آن سال به بعد تنها موسیقی شعر انتخابی بود و متن سرود ملی ها به وسیله ی خود بچه ها سروده می شد . تا سال 80 سرود ها همگی محتوایی ملی ، میهن پرستانه و اغلب لحنی حماسی داشتند . اما از سال 80 به بعد درباره ی ایران سرودن جای خودش را مسائل و دغدغه های شخصی تری اعم از جدا شدن ، رفتن ، خاطرات گذشته و نگرانی درباره ی آینده داد .
اما چگونه سرود ملی و حلقه با هم پیوند خوردند ؟ واقعیت این است که تا 2-3 سال هنگام اجرای سورد ملی حلقه ای در کار نبوده و سرود ها در آمفی تئاتر اجرا می شدند . تا این که در یک روز بارانی ، عده ای احساس کردند که دوست دارند حلقه ای تشکیل بدهند و زیر باران سرود ملی بخوانند . این کار ادامه یافت تا امروز برای حلقه زدن و سرود ملی خواندن دیگر به باران هم نیازی نیست .
اینک پس از سال ها ، در تار و پود این سرود ملی ها ، که جایگاه و ارزش یک میراث را یافته اند ، غلبه بر تاریکی و رسیدن به روشنایی موج می زند . پویای و حرکت ما را به خود می خواند . خود را در سرود جاودانه کردن مفهوم دارد . بچه های سرگردان به مقصد رسیده ، تکرار قصه را شاهدند ، آن جا که ققنوس آتش می گیرد تا از خاکسترش ققنوسی دیگر متولد شود .

به نقل از آفتاب ، ویژه نامه ی فارغ التحصیلی 88


موسیقی دوره ی باروک

باروک یکی از دوره های موسیقی اروپایی است . این دوره در قرن هفدهم شروع شد و تا اواسط قرن هجدهم ادامه داشت . لغت “باروک” از یک کلمه ی اسپانیایی یا پرتغالی به معنا مروارید ناصاف گرفته شده ولی در هنر معنی آن با مهارت زینت دادن است .

از موسیقیدانان مشهور این دوره می توان جرج فردریک هندل ، یوهان سباستین باخ و آنتونیو ویوالدی را نام برد.

شروع دوره ی باروک هم زمان با شروع اپرا بود به همین دلیل بیشتر پیشرفت های اوایل این دوره در ملودی بود. ریتم و حالت (شاد یا غمگین بودن )موسیقی این دوره معمولا در سراسر قطعه ثابت است . معمولا قطعه ها با روش های مختلفی مثل  تریل (تعویض سریع نت اصلی و نت بعد از آن ) تزیین شده اند. قطعات این دوره یک تم اصلی دارند که در گام های مختلف تکرار می شود .

آکورد ها در موسیقی باروک اهمیت بسیاری دارند .  ژانر های جدید آوازی و سازی در این دوره به وجود آمدند ، مانند اپرا و کانتاتاس در موسیقی آوازی و کنسرتو و سونات در موسیقی سازی .

آثار باروک از تعدادی موومان تشکیل شده اند که در حالت و ریتم با هم در تضادند به همین دلیل از آثار رنسانس طولانی ترند .

دوره ی باروک دوران طلایی ویولن است . ارکستر این دوره معمولا از ویولن ، هارپسیکرد و ارگ کلیسا تشکیل می شود .صدای ویولن دامنه ای وسیع و قابلیت های پویا در زمان اجرا دارد . ارگ صدای بم با دامنه ی وسیع و قابلیت ایجاد تضاد چشمگیری دارد .  به دلیل این که ساخت ارگ بسیار پر هزینه بوده است ، یک ساز عمومی به حساب می آمد و فقط در کلیسا ها موجود بود و بیشتر قطعات این دوره برای کلیسای کاتولیک نوشته شده اند . باخ در حدود 300 کانتاتاس برای کلیسا نوشت که آن ها بخش عظیمی از آثار آوازی او را تشکیل می دهند .


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.